خرید بک لینک

5 ترم پیش بود، مهر 1392، که ورودی های جدید کارشناسی ارشد کلاس ها را شروع کردند، کلاس هایی 25 نفره. بله کلاس کارشناسی ارشد، با 25 نفر!

سیاست پذیرش دانشجو برای سال 1392 بر این قرار بود که دانشگاه های دولتی، بنابر قاعده افزایش ظرفیت، دوبرابر وضعیت سال های قبلی دانشجو پذیرش کنند. آنچه درباره اش صحبت میکنم، در خصوص رشته های علوم انسانی، است(چرا که از وضعیت سایر رشته ها آگاهی ندارم). و تنها دانشگاهی که زیر بار پذیرفتن این شرایط نرفت، دانشگاه تهران بود، که بنابر روند همیشگی دانشجو پذیرش کرد.

ترم اول تحصیلی دوره کارشناسی ارشد شروع شد، کلاس هایی 25 نفر که به حقیقت هیچ تفاوتی با کلاس های دوره کارشناسی نداشت، کلاس های شلوغی که اساتید به هیچ عنوان نمی توانستند فعالیت هایی را که مد نظر دارند و تا کنون در این دوره پیاده کرده اند برای دانشجویان اجرا کنند.

اعتراضات شروع شد، اعتراض به اینکه تعداد کلاس ها را افزایش دهید، اما آنچه شنیدیم، یک جمله بود:" بوده نداریم"، "بودجه نداریم" استاد مدعو دعوت کنیم. تعداد سالن های دانشگاه و دانشکده کمتر از آن است که بتوانیم دانشجویان را در چند کلاس، مجزا کنیم، و "بودجه نداریم" که فضایی را نیز اجاره کنیم. و اینگونه بود که 3 ترم دانشجویان و اساتید بدلیل حجم بالای کاری، و تعداد بی سابقه دانشجو در دوره ارشد، با حداقل کیفیت دوره را سپری کردند.

بنابر قانونی که در دوره ثبت نام وجود داشته، دانشجویان این دوره حق داشتند تا ترم پنجم تحصیلی که تا اسفند 1394 است، از پایان نامه خود دفاع کنند، و اگر به ترم 6 برسد، مشمول جریمه خواهند بود.

حالا ترم پنجم تمام شده است، و بنابر آنچه باید، تا پایان اسفند زمان دفاع از پایان نامه های این دوره است. ولی دانشگاه یک جمله را باز تکرار میکند. "بودجه نداریم"، به همین خاطر به جای اسفند باید تا پایان دی ماه دفاع کنید،در غیر اینصورت، از اول بهمن مشمول 2 میلیون تومان جریمه خواهید بود. (این درحالی است که تا ترم پیش جریمه قانونی دانشگاه 860 هزار تومان بوده است).

حال از آنانی که بر صندلی های سیاستگذاری و سپس نظرات بر عملکرد دانشگاه نشسته اند، باید پرسید که اگر دانشگاهی مانند الزهرا که در دل پایتخت قرار گرفته است، و در این دوره 320 درصد افزایش دانشجو تنها در رشته علوم اجتماعی داشته است، و 67 درصد آنان در دوره شبانه تحصیل کرده اند، و حق التحصیل پرداخته اند، توانایی مالی و بودجه تامین تعداد کلاس استاندارد برای مقطع کارشناسی ارشد، دعوت از اساتید لازم را ندارد. چگونه دانشجوی 25 ساله رشته علوم اجتماعی که در حال تدوین و تکمیل پایان نامه خود است، باید 2 میلیون تومان به خاطر چند روز به قلک دانشگاه بیندازد؟ آن هم قلکی که بنابر قانون باید از فرودین ماه سال 95 درش باز شود، نه در دی ماه 94 ؟! و آن هم پولی که باید کمتر از نصف مبلغ اعلام شده فعلی درونش ریخته میشده ؟

وقتی وزرات علوم به جای فراهم آوردن زمینه مساعد برای فعالیت علمی، طی 8 سال رسالت خود را بر افزایش تعداد مقالات منتشر شده و تعداد بیشتر دانش آموختگان دانشگاهی قرار دهد، و معیار سنجش در فضای اقتصادی که کمیت و بالا رفتن اعداد و افزایش ارقام تولیدی، پیشرفت و رشد به حساب آید، بر فضای فرهنگ و علم و دانشگاه سایه افکند، و معیار سنجش در فضای دانشگاه همانند نهاد اقتصاد باشد، و برای رسیدن به فلان رتبه علمی در منطقه

5 ترم پیش بود، مهر 1392، که ورودی های جدید کارشناسی ارشد کلاس ها را شروع کردند، کلاس هایی 25 نفره. بله کلاس کارشناسی ارشد، با 25 نفر!

سیاست پذیرش دانشجو برای سال 1392 بر این قرار بود که دانشگاه های دولتی، بنابر قاعده افزایش ظرفیت، دوبرابر وضعیت سال های قبلی دانشجو پذیرش کنند. آنچه درباره اش صحبت میکنم، در خصوص رشته های علوم انسانی، است(چرا که از وضعیت سایر رشته ها آگاهی ندارم). و تنها دانشگاهی که زیر بار پذیرفتن این شرایط نرفت، دانشگاه تهران بود، که بنابر روند همیشگی دانشجو پذیرش کرد.

ترم اول تحصیلی دوره کارشناسی ارشد شروع شد، کلاس هایی 25 نفر که به حقیقت هیچ تفاوتی با کلاس های دوره کارشناسی نداشت، کلاس های شلوغی که اساتید به هیچ عنوان نمی توانستند فعالیت هایی را که مد نظر دارند و تا کنون در این دوره پیاده کرده اند برای دانشجویان اجرا کنند.

اعتراضات شروع شد، اعتراض به اینکه تعداد کلاس ها را افزایش دهید، اما آنچه شنیدیم، یک جمله بود:" بوده نداریم"، "بودجه نداریم" استاد مدعو دعوت کنیم. تعداد سالن های دانشگاه و دانشکده کمتر از آن است که بتوانیم دانشجویان را در چند کلاس، مجزا کنیم، و "بودجه نداریم" که فضایی را نیز اجاره کنیم. و اینگونه بود که 3 ترم دانشجویان و اساتید بدلیل حجم بالای کاری، و تعداد بی سابقه دانشجو در دوره ارشد، با حداقل کیفیت دوره را سپری کردند.

بنابر قانونی که در دوره ثبت نام وجود داشته، دانشجویان این دوره حق داشتند تا ترم پنجم تحصیلی که تا اسفند 1394 است، از پایان نامه خود دفاع کنند، و اگر به ترم 6 برسد، مشمول جریمه خواهند بود.

حالا ترم پنجم تمام شده است، و بنابر آنچه باید، تا پایان اسفند زمان دفاع از پایان نامه های این دوره است. ولی دانشگاه یک جمله را باز تکرار میکند. "بودجه نداریم"، به همین خاطر به جای اسفند باید تا پایان دی ماه دفاع کنید،در غیر اینصورت، از اول بهمن مشمول 2 میلیون تومان جریمه خواهید بود. (این درحالی است که تا ترم پیش جریمه قانونی دانشگاه 860 هزار تومان بوده است).

حال از آنانی که بر صندلی های سیاستگذاری و سپس نظرات بر عملکرد دانشگاه نشسته اند، باید پرسید که اگر دانشگاهی مانند الزهرا که در دل پایتخت قرار گرفته است، و در این دوره 320 درصد افزایش دانشجو تنها در رشته علوم اجتماعی داشته است، و 67 درصد آنان در دوره شبانه تحصیل کرده اند، و حق التحصیل پرداخته اند، توانایی مالی و بودجه تامین تعداد کلاس استاندارد برای مقطع کارشناسی ارشد، دعوت از اساتید لازم را ندارد. چگونه دانشجوی 25 ساله رشته علوم اجتماعی که در حال تدوین و تکمیل پایان نامه خود است، باید 2 میلیون تومان به خاطر چند روز به قلک دانشگاه بیندازد؟ آن هم قلکی که بنابر قانون باید از فرودین ماه سال 95 درش باز شود، نه در دی ماه 94 ؟! و آن هم پولی که باید کمتر از نصف مبلغ اعلام شده فعلی درونش ریخته میشده ؟

وقتی وزرات علوم به جای فراهم آوردن زمینه مساعد برای فعالیت علمی، طی 8 سال رسالت خود را بر افزایش تعداد مقالات منتشر شده و تعداد بیشتر دانش آموختگان دانشگاهی قرار دهد، و معیار سنجش در فضای اقتصادی که کمیت و بالا رفتن اعداد و افزایش ارقام تولیدی، پیشرفت و رشد به حساب آید، بر فضای فرهنگ و علم و دانشگاه سایه افکند، و معیار سنجش در فضای دانشگاه همانند نهاد اقتصاد باشد، و برای رسیدن به فلان رتبه علمی در منطقه زمان معین مد نظر قرار گیرد، بی آن که هیچ برآورد حقیقی ای از وضعیت دانشگاه های خود نداشته باشیم؛ و ندانیم که نمیتوان برای فضای فرهنگ و انباشت علم و دانش زمان معین کرد، چرا که سرمایه فرهنگی و علمی تابع فرمول ها و دستورالعمل های محاسباتی اقتصادی نیست که با افزودن یک کاتالیزگر بیرونی و دستورهای اجرایی بتوان آنرا افزایش داد، بلکه انباشت علم نیازمند کار کردن های درازمدت، متمرکز، دلسوزانه، مسئولیت پذیرانه و جدی آدمهای حقیقی در عرصه علم است، و تنها وظیفه نهادهای سیاستگذار در این عرصه، فراهم آوردن زمینه های تمرکز و دسترسی های مورد نیاز برای کنشگران این عرصه است، نیمتوان انتظاری بیش از این از دانشگاه ! داشت. که اساتیدش دلسرد و دلزده به کلاس ها بیایند، دانشجویان به جای تمرکز بر رساله های علمی، دغدغه تامین بودجه را داشته و یا با رها کردن مدتی، به دنبال انباشت بودجه برای تامین جریمه ناعادلانه و بی قاعده و اساس باشد، و یا در تمام مدت تدوین کار، با دلمشغولی و هراس زمان و پرداخت جریمه، در کار تعجیل کند نه تدقیق.

برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: پنجشنبه 26 آذر 1394 ساعت: 19:04

صفحه بندی